محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2790
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« و چون زياد شمشير خداى « ميان آنها بپاخاست « نور و روشنى پاگرفت « توانايى كه غافلگير حوادث نمىشود و نمىنالد و پير فرتوت نيست [ 1 ] على بن محمد گويد : زياد از تنى چند ياران پيمبر صلى الله عليه و سلم كمك گرفت از جمله عمران بن حصين خزاعى كه قضاوت بصره را به او داد و حكم بن عمرو غفارى كه او را ولايتدار خراسان كرد و سمرة بن جندب و انس بن مالك و عبد الرحمان بن سمره . عمران از او خواست كه از قضاوت معافش بدارد كه معافش داشت و عبد الله بن فضاله ليثى و پس از او برادرش عاصم بن فضاله سپس زرارة بن اوفى جرشى را به قضاوت بصره گماشت . خواهر زرازه زن زياد بود . گويند : زياد نخستين كسى بود كه كسان را با نيزهء كوتاه پيش روى خود روان كرد و با گرز جلوى روى او روان شدند و پانصد كشيك بان مقيم داشت و شيبان سعدى صاحب گورستان شيبان را به سالارى آنها گماشت كه هيچ وقت مسجد را ترك نمىكردند . على گويد : زياد خراسان را چهار قسمت كرد : امير بن احمر يشكرى را عامل مرو كرد . خليد بن عبد الله حنفى را عامل ابر شهر كرد . قيس بن هيثم را عامل مروروذ و فارياب و طالقان كرد .
--> [ 1 ] شاعر سفله كه هم نفسان وى به روزگاران كمياب نبودهاند در محضر زياد آش چربى خورده و شكمى از عزا در آورده و مشتى درم گرفته و زياد روسپى زاده خونخوار را پيشواى هدايت و شمشير خداى عنوان داده كه الشعراء فى كل وادى هيمون . م